اصلاحات در ايران ما

خاتمی می آید!

چهارشنبه ۱۳ شهریور ،۱۳۸٧

خاتمی می آید  : الا که اهل صفایی خدا کند که بیایی

چند صباحی است که نام افراد مختلف برای ریاست جمهوری آینده کشور عزیزمان ایران به گوش میرسد اما نام دکتر سید محمد خاتمی که بر سر زبانها افتاده بیانگر چیز دیگریست مردم در مجالسی که نام وی برده میشود با یک شور و شوق خاصی به ابراز احساسات و فرستادن صلوات که در کشور ما برای احترام طرف مقابل فرستاده میشود میپردازند و این بیانگر این است که خاتمی هنوز محبوب مردم است مردم هر روزکه با مشکلات گرانی و تورم و کمبود ها و نارساییها مواجه میشوند بیشتر به کارایی این سید بزرگوار پی میبرند و مطمئنا وقتی بیشتر به شایستگی آقای خاتمی پی میبرند که عقب گرد به شاید هفده ،هیجده سال پیش از اول تیرماه به نقل از وزیر محترم نیرو داشته باشیم و آب وبرقمان جیره بندی شود وقتی بیشتر میفهمند که این سید مظلوم چه خدماتی برای آنها انجام داد و قدرش را ندانستیم که در وسط تابستان گرم  باید بدون برق و آب سر کنیم
پس مردم ایران یکصدا فریاد میزنیم و خواهیم زد که خاتمی عزیز :
الا که اهل صفایی خدا کند که بیایی
به امید آن روز که دوباره سید محمد خاتمی را در مسند ریاست جمهوری ایران اسلامی ببینیم و
خاتمی می آید
امروز خاتمی مشتاقان حضورش در انتخابات ریاست جمهوری آینده را از نگرانی بیرون آورد وبا جمله "برای حضور درانتخابات نیاز به بررسی ندارم" خیال همه طرفداران و دوستدارانش را راحت کرد که خاتمی می آید
خاتمی می آید تا به جهانیان و دشمنانش بفهماند که هنوز خاتمی محبوب قلبهای ایرانیان است
خاتمی می آید تا دهان یاوه گویان و دشمنانش را ببندد
خاتمی میآید با"تکیه بر همان عهد پیشین "
خاتمی میآید تا دوباره اعلام کند که" ایستاده ام چو شمع مترسان ز آتشم" خاتمی میآید تا چون شمع برای سربلندی و افتخار ایران عزیز بسوزد و روشنی بخش محفل ایرانیان باشد
خاتمی عزیز بیا و مطمئن باش که به" صلابت شیرکوه" خواهی ماند
خاتمی بیا چرا که
" آه ای یقین یافته بازت نمی نهم "
به امید ایرانی آباد و آزاد وسرافرازبا حضور خاتمی

پيام هاي ديگران ()

دولت مهرورز

یکشنبه ۱٢ اسفند ،۱۳۸٦

با توجه به نزدیک شدن به انتخابات مجلس هشتم شاهد فعالیت مختلفی هستیم.اما در واقع با توجه به رد صلاحیت های گسترده و غیر قانونی جبهه مردمی اصلاح طلبان باعث شده در بسیاری از حوزه ها انتخاباتی را پیش رو داشته باشیم که کاملا فضای غیررقابتی را دارا میباشند.چراکه از همکنون تکلیف بیش از دو سوم حوزه ها مشخص شده که حامیان دولت و مورد تایید دولت نهم وارد مجلس خواهند شد.چرا که دیگر رقیبی ندارند و یا رقبایشان از حزب و یا همراه خویش و مورد تایید دولت نهم هستند.براستی شرکت در انتخابات حوزه هایی که به هیچ عنوان فضای رقابتی حس نمیشود چه لزومی دارد؟مواردی که شورای نگهبان در چند روز گذشته انجام داد یک سناریوی مشخص است به این معنی که ابتدا هیأت‌های اجرایی منتخب دولت نهم صلاحیت درصد عظیمی از نامزدهای اصلاح‌طلب و مستقل را که اکثرا مورد تاید قانون هستند رد کردند به گونه‌ای که برای ستاد ائتلاف اصلاح‌طلبان تنها 96 کرسی رقابتی به استثنای تهران باقی ماند. در مرحله دوم هیأت مرکزی نظارت با مسئولیت آقای جنتی که یکی از حامیان بزرگ دولت نهم و شخص اقای احمدی نژادست صلاحیت تعداد زیاد دیگری از داوطلبان اصلاح‌طلب یا مستقل را که در هیأت‌های اجرایی تأیید شده بودند رد کرد به طوری که برای ستاد اصلاح طلبان تنها امکان رقابت در 24 کرسی به استثنای تهران باقی ماند.در مرحله بعد آقای جنتی با تبلیغات وسیع صدا و سیما صلاحیت تعداد زیادی داوطلبان غیرمشهور و تعداد محدودی از داوطلبان مشهور را تأیید کرد و وضعیت اصلاح‌طلبان را به مرحله اول یعنی داوطلبان تأیید صلاحیت شده در هیأت‌های اجرایی رساند. آمار ردصلاحیت شدگانی که دارای سوابق اجرایی در کشور هستند در انتخابات مجلس هشتم و در بررسی صلاحیت داوطلبان 10استاندار، 4 وزیر ، 73 نفر از نمایندگان ادوار مختلف مجلس شورای اسلامی،30 معاون وزیر،48 فرماندار،7 معاون فرماندار،57 پزشک و استاد و 7 معاون استاندار رد صلاحیت شده اند که واقعآ جای تاسف دارد.و بی اعتمادی شدید در اذهان رخ میدهد و این سوال در ذهن نقش میبندد.در حال حاظر چه تعداد استاندارو فرماندارو وزیر و.....غیرصالح درپشت میزهایشان داریم؟آیا این ردصلاحیت های گسترده بخاطر حفظ قدرت شخصی بود یا بخاطر قانون؟یا بخاطر اینکه برخی افراد رد صلاحیت شده به جرم نقد دولت نهم در زندان التزام نداشتن به اسلام از صحنه خارج شدند؟افرادی که صلاحیت کسانی را که جانشان را برای حفظ نظام اسلامی.ازادی ملت فدا میکنند بررسی میکنند .خود صلاحیت دارند؟ یکدست شدن حکومت خطری ست که بیشتر از گذشته کشور را تهدید میکند بیشتر از حظور نظامیان در عرصه ی سیاست.بطور مثال یکدست کردن مجلس هفتم چه کار خاصی انجام داد که باز قرارست یک مجلس یکدست را مجدد راه بیاندازند؟مجلس فرمایشی که همیشه امام خمینی ره با ان مخالفت میکرد چه معنی داشت؟مطمئنن ملت ایران با حضور و شرکت در انتخبات. در حوزه هایی که رقابت وجود دارد و از قبل کاندید همسو با دولت نهم پیروزی ان شکل نگرفته باشد شاهد شکل گرفتن حماسه یی دیگر خواهیم بود...تاریخ را بنگریم دنیایی از تجربه هارا بدست می آوریم...

پيام هاي ديگران ()

اوضاع خوب نیست

جمعه ۱٢ بهمن ،۱۳۸٦

اوضاع ناامید کننده یست . خبرها و اتفاقات اخیر به هیچ وجه دور نمای خوبی از اوضاع در کشور نشان نمی دهد . نه فقط از آن رو که فشار برخی ها بیشتر شده و سرکوب شدیدتر ،یا هم میهن تعطیل شده و ایلنا منفعل. نه فقط به خاطر 5شغله بودن " الهام " و سهمیه بندی ها وتبعید معلمان وخفقان دانشگاه نه بخاطر محروم شدن از مصرف ساده ترین مواد غذایی.نه بخاطر شفاف نبودن خروج برخی رقم های میلیاردی وهزاران موارد دیگر.نه! اینها همه به جای خود مواردی توجیه ناپذیرند ، در حالیکه این روزها گویی بی تفاوتی عمیقی ما را فراگرفته . دیگر نه به خاطر تعطیلی یک روزنامه پر تیراژ ماتم زده می شویم و نه با دیدن بازداشت ها در خیابان غمگین . نه افزایش کرایه ها و قیمت ها غیر قابل هضم و نه نقض آشکار حقوق مان عجیب . گویی همه چیز را پذیرفته ایم و سرنوشت محتوم خودمان می دانیم . با قبول تمام مشکلات و محدودیت ها و فشارهای وارد بر مردم ، اما اینچنین است که ما در این ایام با گرفتن هر حقمان ، دیگر به جای اعتراضهای اصولی یا حداقل شکایت و ابراز انزجار به این فکر می کنیم که باز جای شکرش باقی ست که هنوز حق دیگری را داریم! آشکار است که برخی از قدرتهای فعلی در بستن هر راه اعتراض و انتقاد می کوشند ، ولی با این همه اراده ای هم برای شکستن این وضع دیده نمی شود. این روحیه باعث اکتفا به حداقل ها برای مردم و کم کردن هزینه برای برخی قدرتمندین می شود . عادی شدن نقض حقوق شهروندان خطریست که بیش از پیش نمود پیدا کرده است . آنچنان که مثلا" از الآن همه گی آمادگی پذیرش این رد صلاحیتهای همه نوعه را در انتخابات مجلس هشتم داریم . یا حتی به نظر می رسد روحیه جمعی اینقدر پایین آمده که اگر طرح پیشنهادی سهمیه بندی برق رییس جمهور جدی باشد ، و یا سهمینه بندی گاز در این فصل زمستان ، با کمترین هزینه مردمی قابل اجراست ؟!این افول اعتماد به نفس علاوه برافزایش حرکات غیر قابل توجیه ؛ بی شک در روابط اجتماعی ، اخلاقی و فرهنگی ما تاثیر مخربی خواهد گذاشت ، همانطور که شواهد در این چند سال اخیر موید این قضیه است . اوضاع خوب نیست . ده ها سوال در ذهنم برای برون رفت از این بی تفاوتی و عقب نشینی جامعه ، فارغ از تمام علت ها ، شکل گرفته . شاید این وظیفه روشنفکران باشد که بگویند چه می شود کرد یا شاید هم جامعه شناسان وروانشناسان . نمی دانم . اما آنچه دردناک است اینکه بعید است گوش شنوایی برای این راه حل ها پیدا شود !

پيام هاي ديگران ()

قيصر امين پور

سه‌شنبه ۱٥ آبان ،۱۳۸٦


قيصر
شاعر انقلاب
جنگ
اصلاحات
و عشق بود

پيام هاي ديگران ()

رهبران اصلاح طلب

پنجشنبه ۱٢ مهر ،۱۳۸٦


حفظ احترام بزرگان اصلاح طلب چون آقای خاتمی و آقای کروبی از اولیتهایی است که بسیاری از دست اندرکاران احزاب اصلاح طلب نیز به آن بی توجهی میکنند.


پيام هاي ديگران ()

شعارهاي ديروز و رفتارامروز

شنبه ٧ مهر ،۱۳۸٦

يک بار در شروع مجلس فعلي، در روزنامه خواندم که نمايندگان مجلس هفتم خيلي در اين دوره به عکس قبلي ها قرار است ملاحظه­ي بيت­المال را بکنند. در همانجا نوشته بود که يکي از نمايندگان  به دليل پرکاري و نبودن ميوه و اين نوع مخلفات از هوش رفته  و او را به بيمارستان رسانده بودند. آقاي رئيس جمهور هم کلي در مورد اين­که پرواز اختصاصي و هواپيماي خصوصي، ضربه به بيت­المال است و از گيت عادي بايد سفر بروند و پاويون دولتي نيازي نيست حرف مي­زدند. خيلي از علاقه­مندان به کشور همان موقع مي­گفتند که براي انتقام­گيري از قبلي­ها، نبايد حرف­هايي زد که عملي نمي­شود. چند وقت پيش در خبرها بود که براي مهماني رئيس مجلس آشپز اختصاصي آورده­اند. بعد از يکي دو سفر اول رئيس جمهور به استان­ها همه­ي سفرها با پروازهاي اختصاصي انجام شد. تعطيلات مجلس و مسافرت­هاي خارجي و سوخت اختصاصي هم يا مثل گذشته بود و يا بيشتر از آن­ها.دادن چند برابر سرویس هاو امکانات رفاهی به کل مجموعه ی دولت فعلی و حامیانش به گذشته طبیعی ست اما آن تبليغات آن روزها، مردم را عليه مجلس و دولت­هاي قبلي بدبين کرد. اعمال اين روزها هم بر اساس سخنان آن روزها، مردم را به مسئولان فعلي بدبين مي­کند. اجمالاً نتيجه­اش باور مردم به بد بودن همه منجر خواهد شد. کساني که دنبال مقابله با تضعيف­کنندگان نظام هستند، اي کاش در اين نوع اظهار نظر ها رد پاي تضعيف نظام را دنبال مي کردند.

پيام هاي ديگران ()

نگاه مهرورزانه به تشكل هاي دانشجويي

دوشنبه ٢ مهر ،۱۳۸٦

          نگاه مهرورزانه به تشكل هاي دانشجويي

با روي كار آمدن دولت نهم ، در محيط هاي علمي و دانشگاهي كشور اميد مي رفت که شعار مهرورزي و عدالت رئيس جمهور همه دانشجويان كشور را شامل گشته و اين شعار به علامت و نمادي براي تزريق مهرباني و نگاه پدرانه دولت بدون نگاه تبعيض آميز به همه تشكل هاي دانشجويي مبدل گردد. ولي آنچه در دو سال گذشته  نمود عيني يافت چيزي غير از آن بود كه بتواند اكثريت دانشجويان و اساتيد را به ادامه كار علمي و حضور منتقدانه تشكل هاي دانشجويي ترغيب نمايد و اخراج برخي از اساتيد به اصطلاح دگرانديش ، عدم ثبت نام دانشجويان كارشناسي ارشد تحت عناوين دانشجويان ستاره دار  و برخورد ناصحيح و غير اصولي با  تخلفات دانشجويي اسباب هر چه بيشتر فرار نخبگان علمي را از كشور موجب گشت ، چنانچه آمارهاي ارائه شده در مورد فرار مغزها در سالهاي اخير موجبات كاسته شدن بار علمي دانشگاه ها و مراكز علمي و آموزشي كشور را  فراهم ساخت.
كار سياسي بدون پرداختن به وظيفه عمده علم آموزي و فراگيري علم بدون داخل شدن در مسائل سياسي و فرهنگي و دور ماندن از فعاليت سياسي  از آفت هاي دانشگاه هاي كشورمان در ساليان اخير بوده و مخالفين و موافقين هر يك از آنها ره به خطا برده و به دليل نقش اثرگذاري كه قشر دانشجو و نخبه كشور در تحولات سياسي سالهاي اخير داشته  لذا هراس برخي از گروه هاي سياسي كشور از عدم كسب وجهه و جايگاه ويژه در ميان دانشجويان به دليل نداشتن برنامه ها و راهبردهاي علمي و دانشگاهي پسند سبب گرديده تا تشكل هاي دانشجويي با بي مهري روبرو شوند و  در ادامه تلاش گرديد تا با بگير و ببند تعدادي از آنها از نقش ايشان كاسته شده و ازسوق دادن دانشجويان در جريانات سياسي و ملي كشور جلوگيري بعمل آيد.آنچه روشن است جنبش هاي دانشجويي در دانشگاه ها بهترين مرجع پيگيري آرمان هاي اسلامي  در كشورمان بوده  و به خاطر استقلال نسبي كه از لابي هاي قدرت و ثروت دارند داراي ويژگي پيشتازي  نسبت به ساير جنبش ها بوده و بايد اذعان نمود اين جنبش ها نقش اثرگذار خويش را در سرنگوني رژيم طاغوتي پهلوي نشان داده و بي گمان  اگر نبود هدايت و رهبري دو جريان فكري دانشجويي به رهبري شهيدان مطهري و شريعتي و خيزش و حركت دانشجويي ، به قطع انقلاب اسلامي به همين زودي وآساني تحقق نمي يافت و بالطبع اگر بسترسازي جنبش ها و گروه هاي دانشجويي به همراهي نقش بي بديل علما نبود حركت هاي توده اي مردم شكل نمي گرفت.در جوامع مدرن ، نقش دانشگاهيان در بسترسازي و جهت دهي به افكار عمومي غير قابل انكار مي باشد. حضور دانشگاهيان به ويژه دانشجويان ، اين قشر فرهيخته جامعه  به عنوان پايه گذار مستقيم يا غير مستقيم در بسياري از نهادهاي مدني مثمر ثمر بوده و همچنين گروه ها و اجتماعات دانشجويي به دليل برخورداري از پتانسيل جواني و روحيه اي عمدتاً آرمان خواه در صدر توجهات جامعه قرار گرفته اند. لذا فعاليت هاي دانشجويي عمدتا در يك تخصص و تك بعدي نبوده و جنبه هاي  علمي ، فرهنگي ، سياسي، مطبوعاتي و صنفي، در مرحله تفكيك همانند کلافي پيچيده مي باشند. لذا بايد تاكيد نمايم به دليل اثرات بالقوه و بالفعل دانشگاهيان اينگونه برخوردهاي جفا کارانه‌ چه زخم هاي روحي عميقي در استادان و بويژه در دانشجويان به جا گذاشته و مي تواند در بلند مدت چه كينه ها و دشمني ها در اذهان جوانان نسبت به حاكميت ايجاد نمايد. گسترش موج برخوردهاي اخير با فعالان دانشجويي سايه نگران كننده اي را بر آينده فعاليت دانشجويان و تشكل هاي دانشجويي كشيده است . در اين ميان اما تفاوت چندان زيادي در برخورد با ديدگاه هاي مختلف وجود ندارد، يك اصل كلي در برخورد با دانشجويان حاكم است و آن اينكه گويي وزارت علوم دولت نهم تصميم دارد حوزه عمل دانشجويان و تشكل هاي دانشجويي غير همسو با دولت نهم را با محدوديت هاي شديدي مواجه كند.شدت يافتن برخوردهاي اخير با فعالان دانشجويي و ايجاد محدوديت براي تشكل هاي دانشگاهي ، فضاي دانشگاه هاي كشور را در ماه هاي اخير بسيار منفعلانه و سرد نموده و به نظر مي رسد وزارت علوم با هدف بستن فضاي دانشگاه ها به قصد مأيوس ساختن ودلزده كردن دانشجويان از فعاليت هاي سياسي واجتماعي برنامه اي ويژه را تدارك ديده و اكنون با رهگيري اين هدف فعاليت هاي خود را سر وسامان مي دهد.لذا نظر به اهميت آثار مخرب اينگونه برخوردها لازم مي دانم نكاتي را متذكر گردم :
1- محدود كردن دانشجويان در فضاي دانشگاه و كلاس هاي درس نه تنها آرامش را بر مراكز علمي و آموزشي كشورحكمفرما نخواهد كرد كه هيجانات محدود شده جوانان را به آتشي تبديل مي كند كه سرانجام از زير خاكستر زبانه خواهد كشيد. زبانه هاي اين آتش نيز ديگر تنها گريبان مسوولان دانشگاه ها را نخواهد گرفت بلكه جامعه اي را متاثر از خويش خواهد كرد كه ممكن در دراز مدت تامين كننده منافع و مصالح ملي كشور نباشد لذا بالا بودن متوسط تب سياسي در دانشگاه ها به متوسط تب سياسي کل کشور ايجاب مي كند تا با نگاه مهرورزانه و پدرانه به آنان اعتماد كنيم و سعي كنيم مشوقشان بوده و خطاهايشان را با نگاه دلسوزانه و بدون زدن انگ هاي سياسي متذكر شده و بدانيم كه دانشجويان فرزندان اين مرز و بوم بوده  و به عبارتي دست شكسته وبال گردن مي باشد  و متهم ساختن جوانان و دانشجويان به ارتباط با بيگانگان و دشمنان نظام اسلامي نمي تواند در يافتن راه حلي جهت حل معضلات صنفي و خواسته هاي سياسي دانشجويان مؤثر افتد اگرچه هرگز نمي توان از طمعي كه كشورهاي امپرياليستي همواره جهت تصاحب افكار دانشجويان كشورهاي مورد نظر داشته اند چشم پوشي نمود ولي از متوليان و دولتمردان كشور مي پرسم چرا با نگاه تبعيض آميز و تندروانه كارمان را به جايي رسانده ايم كه عده اي در صحن دانشگاه ها احساس غريبي نموده و براي عده قليلي ازدانشجويان چنين القا گردد كه افكار و دستهاي بيگانه احساس و افكار آنها را بهتر از مسئولين نظام درك نموده و برايشان اهميت قائل مي باشند؟
2- تاکنون هيچ کس نتوانسته است سياسي بودن را از خصلت هاي دانشجويي دور کند، شايد در مقاطعي به تعليق درآمده باشد اما محو نشده است.لذا به زعم اين قلم  به صلاح کشور نيست که با هدف سياست زدايي از دانشگاه ها با جامعه دانشگاهي اين گونه برخورد شود چرا که اولا انعکاس داخلي و خارجي آن منفي بوده و در ثاني چنين برخوردهايي تشكل هاي دانشجويي را جري تر و فعاليتهاي سياسي دانشگاهي را از شكل آشكار به حركت هاي مخفي و زيرزميني مبدل مي سازد.
3- به نظر مي رسد دولت نتوانسته است در بخش اقتصاد به شعارهاي انتخاباتي خويش جامه عمل پوشاند لذا پي گيري شعارهاي انتخاباتي و برگزاري جلسات نقد دولت توسط دانشجويان ، برخي از دولتمردان و حاميان دانشگاهي دولت را عاصي نموده لذا با برخوردهاي ناصواب با تشكل هاي دانشگاهي  قصد جلوگيري  از طرح انتقادات موثر را داشته و تلاش مي گردد تا از نقش آگاه كننده دانشگاه ها كاسته شود.لذا در اين قسمت به متوليان فرهنگي و علمي متذكر مي گردم كه اگر فکر مي کنند با شيوه محدودسازي مي توانند به نتيجه دلخواه خويش برسند در اشتباه تام بوده و نمي توان با اينگونه برخوردها در جذب افكار و آراي مردم نقش اساسي ايفا نمود و  بايد گفت كه شرايط توسعه کشور فقط با تضارب آرا ميسر بوده و فضايي كه امروز بر دانشگاههاي ما حاكم است شرايط خاصي است كه بيانگر عدم فعاليت سياسي است در حاليكه دانشگاه بايد مركز تضارب آرا و افكار و سلايق مختلف باشد و تجربه نشان داده در شرايط محدودسازي ضريب خطاي دولتمردان هم بالا مي رود. لذا شايسته است مديران و مسئولان دانشگاه و مديران اجرايي كشور خود را از نقطه نظرات و انتقادات دانشجويان و تشكل هاي دانشجويي محروم نكنند و نظرات تشكل ها در بحث انتخاب رؤساي دانشگاه ها و معاونين وزير، وضع قوانين و تدوين آيين نامه هاي تشكل هاي دانشجويي را لحاظ كنند تا ضمن بهره گيري از اين نظريات، تشكل هاي دانشجويي نيز سهم خود را در جنبش نرم افزاري دانشگاه ها پيدا كنند.
4- اين کشور را نخبگان و آگاهان بايد اداره کنند و دانايان همان‌ها هستند که از محيط علمي بيرون مي‌آيند و توشه و سرمايه معرفتي مي‌اندوزند يا اينکه توانايي دستگيري از ديگران را دارند. لذا توجه به نخبگان علمي كشور و تشكل هاي دانشجويي نه تنها از قدرت دولت نمي كاهد بلكه بر مقبوليت و شاخص مدنيت آن مي افزايد، ليكن بي توجهي به صداي تشكل هاي دانشجويي و در برخي مواقع ساكت نمودن آنها موجب تبديل صداي آنها به فريادهاي معترض كوبنده و همچنين كاهش مقبوليت دولت مي شود.
5- تعامل ناپذيري مديران وزارت علوم از يك طرف و روحيه  استقلالي وآرمان خواه دانشجويان از طرف ديگر موجب شده تنش هايي ميان فعالين صنفي تشكل هاي دانشگاهي و مسئولان دانشگاه ها به وجود آيد و اين تنش ها موجب اعمال فشار مستقيم يا غير مستقيم بر دانشجويان منتقد  گرديده  و مسوولان فعلي دانشگاه ها راه را بر هرگونه تعامل با دانشجويان بسته و در اين رهگذر محاكمه ، تعليق و اخطار را بر هر منطق گفت وگويي ترجيح مي دهند. اينكه امروز در دانشگاه ها دانشجويان در سكوت سر كلاس ها مي روند، نه نشانه اي مثبت كه اخطاري جدي براي آينده كشور و سياستگذاران دانشگاه هاي كشور است . لذا دانشجويان در چنين فضايي ، بايستي بکوشند تا نشان دهند که تحت تاثير جو موقتي وكوتاه مدت فوق قرار نگرفته‌ و مي‌توانند با همدلي وصبر و در پيش گرفتن سياست تعامل به آرمانهاي تشكل هاي دانشجويي نائل گردند و در وادي كارهاي سياسي بهتر است منتقد باشند تا اينكه فساد را دنبال كنند و بر  آنان فرض است كه نه تنها نبايد چشم خود را بر كار دولت نهم و هر دولت ديگري ببندند بلكه بر كار قواي مقننه و قضائيه نيز اشراف داشته باشند و در اين مسير از هيچ تهديد و تشري  هراسي به خود راه نداده و عقب نشيني ننمايند و به دور از مصلحت انديشي ها، قله ها و آرمانها را يادآور شده، همواره سعي داشته باشند تا با پيگيري نقد درون گفتماني و رعايت جانب انصاف و جامع نگري پس از مشورت با اساتيد دلسوز به نقد قواي سه گانه بپردازند و نقاط ضعف موجود در عملكردشان را تذكر دهند تا با اصلاح آن، شاهد رشد و پويايي شان باشيم.
6- فقدان قالب هاي قانوني مناسب براي گرايش هاي متفاوت با در نظر گرفتن اصل تنوع و تكثر در محيط هاي دانشگاهي، منجر به از هم پاشيدگي تشكل هاي قانونمند با سلايق مختلف مي شود لذا لازم است تا نمايندگان مجلس و شوراي عالي انقلاب فرهنگي با تدوين قوانين مدون فعاليت تشكل هاي دانشجويي را قانونمند كنند.
7- متاسفانه در سالهاي اخير تشكل هاي دانشجويي به پياده نظام احزاب سياسي  تبديل شده و احزاب مختلف به جاي مشاركت دادن آنها در تصميم گيريها با بهره گيري از دانشجويان ، شأن و جايگاه اين تشكل ها را تا سر حد چسباندن پوستر هاي انتخاباتي شان تنزل داده اند . دانشگاه بايد محل رفت و آمد افراد و گروههاي سياسي با افكار و سلايق مختلف باشد و تشكل‌هاي دانشجويي ضمن مشورت و ارتباط فكري با احزاب و جريانات سياسي بايد استقلال و هويت صنفي و سياسي خود را حفظ كرده و اجازه بهره كشي احزاب را از تشكل هاي دانشجويي ندهند . و نقد جريانات و گروههاي سياسي را جزو وظايف خود بدانند و با بالا بردن اطلاعات و سطح دانش سياسي مسايل و حوادث داخلي و بين‌المللي را مورد تجزيه و تجليل قرارداده و نسبت به آنها موضع گيري متقن داشته باشند.
8- و در نهايت توصيه اي كه به دوستان دانشجويم دارم اينست كه در مرحله نخست بايستي علم آموزي را وظيفه و تكليف اصلي خويش بدانند و بر اين نكته پافشاري نمايند و كارهاي صنفي و سياسي را در مراحل بعدي قرار دهند. اميد است تشكل هاي دانشجويي به يمن ايمان، اميد و صبر دانشجويان عزيز و تجربه و همراهي و همکاري استادان گرانقدر و کمک و حمايت مديران و مسئولان اجرايي به صورت نهادهاي ارجمند و عميق، ريشه در تمامي رشته ها و حوزه هاي علم بدوانند و پايدار و استوار در عرصه ترويج و توسعه علم و تعميق رفتار جمعي و فرهنگ مدني نقش آفرين و پيش آهنگ شوند.

پيام هاي ديگران ()

فيلترينگ، پارادوکسي از بيانات رهبري

یکشنبه ٢٥ شهریور ،۱۳۸٦

حضرت آيت الله خامنه اي رهبر معظم انقلاب در ديدار اخير خويش با خبرگان ملت با انتقاد شديد از همراهي برخي رسانه‌هاي بد اخلاق داخلي با تبليغات دشمنان درباره مجلس خبرگان افزودند: «مجلس خبرگان مجلسي پاكيزه و عرصه اتحاد كلمه است و به علت وظايف بسيار سنگين خود در موضوع رهبري، اصولاً نمي‌تواند عرصه دعوا و جنگ قدرت باشد اما برخي رسانه‌هاي داخلي در يكي دو ماه اخير، با تبليغات دروغ دشمنان همراهي كردند كه به آنها اخطار مي‌كنم به حريم مجلس خبرگان نزديك نشوند و اين گونه بازي‌ها را در مسائل و مباحث ديگر دنبال كنند.»

تذکر بجا و حکيمانه رهبر فرزانه انقلاب در شرايطي بود که برخي از سايت ها و رسانه هاي داخلي کشورمان تحت تاثير برخي محافل قدرت ، طي يک ماه اخير براي تاثيرگذاري بر نتايج انتخاب هيات رئيسه خبرگان، بدون توجه به جايگاه اين مجلس به جريان سازي گسترده و نيز تخريب برخي چهره هاي مبارز و باسابقه انقلاب اسلامي همچون آيت الله هاشمي رفسنجاني پرداختند، چنانکه سه تن از ناطقان روز اول مجلس خبرگان تحت تاثير مسائل اخير تا آنجا پيشرفتند که با زير سوال بردن فقاهت آيت الله هاشمي و ارجحيت مسائل سياسي بر مسائل فقهي در نظر وي و حمله به دفاع اخيرايشان از نظريه آيت الله العظمي صانعي در مورد برابري ديه زن و مرد خواستند تا اين امررا نشاني بر نافقيه بودن آيت الله هاشمي قلمداد کرده و ضرورت انتخاب فرد ديگري را گوشزد نمايند.چنانکه گروهي آيت الله احمد جنتي ، گروهي ديگر آيت الله محمد يزدي و سيدكاظم نورمفيدي واز معدود نمايندگان اعتدالي هم آيت الله هاشمي ‌رفسنجاني را نامزد اين مقام نمودند. اين تعدد نامزدها که براي اولين بار در صحن مجلس خبرگان انجام مي پذيرفت معلول تلاش نافرجام برخي ازرسانه‌هاي بد اخلاق داخلي بود که در يک ماه گذشته با بدست گرفتن پيراهن عثمان و تحت رهبري مقالات افرادي همچون حسين شريعتمداري و فاطمه رجبي ، بزعم خويش تلاش کردند تا به بهانه خاطرات آيت الله هاشمي رفسنجاني از دوران حضور امام راحل در تغيير جهت راي نمايندگان مجلس خبرگان موثر گردند اما تلاشهاي جريانات هوچي گر، جوسازيها و تبليغات سوء اين رسانه ها و سايت هايي همچون سايت رجانیوز و روزنامه کیهان نتوانست در ديدگاه علما و فقهاي مجلس خبرگان تأثير بگذارد و اين افراد از اينگونه فعاليت ها و تبليغات نتيجه عكس گرفته و با هوشیاری خبرگان ملت و فرمایشات اخیر مقام معظم رهبری رسوا شدند.
اما آنچه در این میان حائز اهمیت است توجه معكوس مسئولین وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و مدیران كميته‌ مصاديق پايگاه‌هاي اطلاع رساني به دستورات و منویات رهبرمعظم انقلاب بود که باسوء برداشت از بیانات معظم له در جمع خبرگان ملت اقدام به فیلترینگ برخی از سایت های منتقد دولت همچون خبرگزاری انتخاب نمودند. .
به باور این قلم ، امر فيلترينگ در کشور عزیزمان بي حساب وکتاب بوده و ضابطه وقاعده مشخصي ندارد و یقینا اگرحساب و کتابی داشت این همه فشار سیاسی و روانی در این زمینه به کشور وارد نمی‌شد.اگر چه فیلترینگ اینترنت مخصوص ایران اسلامی نبوده و در تمام دنیا اعمال می‌شود، اما شیوه اعمال آن در کشورهای دیگرهوشمندانه‌تر و دقیق‌تر بوده و تنها حوزه‌هایی مانند مسائل اخلاقی، جرائم رایانه ای، مسائل امنیت ملی و تروریسم را شامل می‌شود و متاسفانه از زمانی که كميته اي مركب از نمايندگان وزارت اطلاعات، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي ، سازمان صدا و سيما ، دبيرخانه‌ شوراي عالي انقلاب فرهنگي و ‌سازمان تبليغات اسلامي با مسؤوليت نماينده‌ وزارت اطلاعات تشكيل شده و اين كميته‌ مصاديق پايگاه‌هاي اطلاع رساني رايانه‌اي غير مجاز را تعيين و به وزارت ارتباطات و فناوري اطلاعات به عنوان مجري فني فيلترينگ ومسوول اجرايي مصوبات اين كميته ابلاغ مي‌كند ایرادات اساسی بر این کمیته وارد بوده که نیازمند اصلاح و تدوین توسط منتخبین ملت در مجلس می باشد..یکی از این ایرادها اینست که کمیته تعیین مصادیق ، سخنگوی مشخصی ندارد تا در صورت فیلتر شدن یک سایت خبری دلایل آن را برای مردم کشورمان و مدیران پایگاه های اطلاع رسانی اعلام نماید .ثانیا روال فیلترینگ سایت ها بدون حکم قضایی انجام می گیرد که لازم است در این مورد نیز تجدید نظر صورت پذیرد و همچنین در این کمیته نماینده ای از منتخب سایت ها و پايگاه‌هاي اطلاع رساني و نماینده ای از قوه مقننه حضور ندارد و بالاخره اینکه در رسیدگی به مصادیق پایگاه های غیر مجاز ، تبعیض صورت گرفته و در این مورد اخیر نیز این کمیته دچار پارادوکسی گمراه کننده از فرمایشات معظم له شده است .باید اذعان نمود در حالی که سایت ها و شبکه‌های مختلف محافظه‌کاران از روزنامه‌های مختلف دارای مصونیت با یارانه‌های سخاوتمندانه دولتی برخورداربوده و متاسفانه این بی‌عدالتی آشکار وجود دارد که مخالفان و منتقدین دولت نهم از این امنیت وحق محرومند که لازم می آید حضرت آیت الله شاهرودی که همواره از مدافعان آزادی اطلاعات وحقوق شهروندی بوده اند با مداخله در کار این کمیته از نگاه تبعیض آلود این کمیته جلوگیری بعمل آورند.. لازم است نکته ای را نیز به مدیران سایت های وابسته به دولت همچون رجانیوز گوشزد نمایم و آن اینست که اگر چه قانون اساسی جمهوری اسلامی و حتی لایحه جدید آزادی اطلاعات ، فرآیند انتقال اطلاعات و ارتباطات در کشور را آزاد دانسته است ، ولی شما حق ندارید به واسطه حمایت دولتمردان ، مرزهای اخلاق را درنوردیده و ناروا و بدترین خطاب ها را به سرمایه ها و بزرگان انقلاب مبذول نمایید و با رهبری ایدئولوگی همچون خانم فاطمه رجبی که از سوی برخی از مراجع عظام جهت تخریب افرادی همچون آیت الله هاشمی منع شرعی شده زمین و زمان را بهم بریزید ولیکن برخورد با متخلفان و نقض کنندگان حقوق شهروندی در سرزمین دیجیتال ، اصلی است که همگان باید خود را پایبند به آن بدانند. اما از هیچ نهادی قابل قبول نیست که بدون مسئولیت و ماموریت قانونی و تنها بر اساس وظیفه ای که آن را می توان امر به معروف و نهی از منکر اینترنتی دانست ، به رفتارهای غیر منطقی روی آورد. پس انتظار می رود مجریان اصلی صنعت نوپای فناوری اطلاعات و ارتباطات ایران ، با شناختی همه جانبه و دقیق و در عین حال مصلحت اندیشانه ، رفتار سازمانی صیانت از مرزهای مجازی کشور را طراحی و پایه ریزی کنند..بر اساس اصل نهم ، قانون اساسی مقرر می‌دارد که هیچ مقامی حق ندارد به نام حفظ استقلال و تمامیت ارضی کشور آزادی‌های مشروع را هر چند با وضع قوانین و مقررات سلب کند و نیز به موجب بند 2 اصل سوم قانون اساسی، بالا بردن سطح آگاهی‌های عمومی در همه زمینه‌ها با استفاده صحیح از مطبوعات و رسانه‌های گروهی و وسایل دیگر از وظایف دولت جمهوری اسلامی ایران است. بند 6و 7 و 9 همین اصل نیز دولت را به محو هرگونه استبداد و خودکامگی و انحصارطلبی تامین آزادی‌های سیاسی و اجتماعی و رفع تبعیضات ناروا و ایجاد امکانات عادلانه برای همه در تمام زمینه‌های مادی و معنوی ملزم کرده است. از طرفی اصل 24 قانون اساسی صراحتا مقرر می‌دارد که نشریات و مطبوعات در بیان مطالب آزادند مگر آن که مخل به مبانی اسلام یا حقوق عمومی باشند لذا توقیف مطبوعات صرفا از طریق قانون خاص و صرفا براساس ساز و کارهای تعیین شده در تبصره 2 ماده 2، تبصره 3 ماده 11، تبصره 2 ماده 12 قانون اصلاح قانون مطبوعات مصوب 30/01/79 مجلس و نیز تبصره 3 ماده 23 قانون مطبوعات مصوب 22/12/64 مجلس شورای اسلامی میسر است. لذا با عنایت به نامه اخیر نمایندگان محترم مجلس خطاب به وزیر فرهنگ و ارشاد ، دوباره می پرسم توقیف و مسدود کردن مطبوعات و نشریات الکترونیکی نظیر خبرگزاری ایلنا و فیلترینگ سایت‌های خبری انتخاب و بازتاب با کدام مستند قانونی صورت گرفته است؟ تحدید و تهدید برخی از مطبوعات و نشریات الکترونیکی با کدام مبنا و مستند قانونی صورت می‌گیرد؟ آیا فیلترینگ فقط مربوط به منتقدین دولت بوده و چنین رفتاری سوء تعبیر از فرمایشات مقام معظم رهبری نمی تواند باشد؟

پيام هاي ديگران ()

شرمانه

پنجشنبه ٢٢ شهریور ،۱۳۸٦

بعد از گذشت انتخاب آيت الله هاشمي به عنوان رئيس مجلس خبرگان رهبري مثل اينکه هنوز انتقاد هاي تند وبي پايه واساس ومغرضانه حاميان دکتر تمامي نخواهد داشت

واين آقايان به اين صندلي هم حسادت مي ورزند .از همان ساعات اوليه انتخاب ايشان به اين سمت با تخريب هاي بي هدف در پي بد جلوه نشان دادن آقاي هاشمي هستند واين در حالي است که رهبر معظم انقلاب نيز حمايت خود را از مجلس خبرگان رهبري صراحتا اعلام کرده اند.اما گوياي آفتابه به دست هاي ته صف ديروزي امروز زياديشان کرده که اين چنين شتابان به سوي مرگ مي روند.و ما خوشحاليم که اين طور خود را به گرداب هاي تند تابستاني مي اندازند وخود را سرگرم دست وپا زدن با اين گرداب مي کنند تا ما آسوده بياييم و آسوده بمانیم

اما تخريبچي هاي اصولگرايان بدانند که با اين تخريب ها وتحريک ها چيزي عايد آنها نخواهد شد جز يک شکست که در آينده نزديک بي صبرانه منتظر آنان است.

یک اصلاح طلب

پيام هاي ديگران ()

اززاويه يی ديگر

دوشنبه ۱٢ شهریور ،۱۳۸٦

سختيهاودشواريهاي زندگي فردي واجتماعي،فردياگروهي راكه براي خود هدف ومعنايي تعريف كرده؛ازادامه ي مسيربازنمي دارد.فرانكل،روان شناس برجسته دركتاب«انسان درجستجوي معنا»مي نويسد:«آنچه درزندگي انسان داراي اهمّيت است سرنوشتي نيست كه انسان انتظارش رامي كشد بلكه شيوه يي است كه سرنوشت رامي پذيرد».فرانكل،سه سال ازعمرخودرادرهنگامه ي جنگ دوم جهاني دراردوگاههاي آلمان نازي به اسارت گذراند.اوسالهاي اسارت رافقط وفقط به پشتوانه ي تعريف«معناي زندگي»تاب آورد.مهم آنست كه دربدترين شرايط نيزبراي زندگي خود«معنايي»بيابيم تابتوانيم دشواريهاراتحمّل كنيم.درهرموقعيتي حتّي؛به هنگام رنج ومرگ نيز مي توان معنايي براي زيستن درآن «مقطع»يافت.«ديروز»،ازدست رفته وجاودانه شده است.«فردا»هم هنوزازراه نرسيده وتاابديت ادامه خواهدداشت.پس؛«حال»رادريابيم.فرصت زندگي كردن درحال را....

پيام هاي ديگران ()

علی حسینی


sarzaminedoor.com@gmail.com

موضوعات

ایران(۱)
خاتمی(۱)
اصولگرایان(۱)
پیروزی(۱)
عدالت(۱)
شکست(۱)
میدان(۱)
نیست(۱)

آرشيو مطالب

صفحه نخست
شهریور ۸٧
اسفند ۸٦
بهمن ۸٦
آبان ۸٦
مهر ۸٦
شهریور ۸٦
امرداد ۸٦
اسفند ۸۳

صفحات وبلاگ

پیامک

.:.

نویسندگان

علی حسینی

دوستان

مدارا
آدمکها
دل نوشت
هنوز
نمای آينده
روزها
bijan safsari
مبرآ
اصلاح طلبان خوزستان
به سوی صلح جهانی
دغدغه های يک خبرنگار
بيرجندنيوز
محمدتميزکار
فرياد
هرنی
خبرنامه اميرکبير
پرنده خارزار
ماباهم برابريم
شاه بيت
وبلاگ معصومه ابتکار
روايت
مشق
مسيح
دوباره
گروه باراني ها
پرواز ابدی
نيسان
دلخوشی ها
مجمع وبلاگ نويسان اصلاح طلب
اکبرمنتجبی
ستادانتخاباتی سلام
دفترخاطرات
مجمع اصلاحاتيون
سرخوشان همينطوری
عدالتخواهان
دموکراسی
اراک نيوز
ايران من
گذار به دموکراسی
نگاهی به آسمان
پشت نقاب شب
چترنوشت
هفته نامه اورين خوی

امکانات جانبی

RSS 2.0

Weblog Theme By Blog Skin